دسته بندی محصولات
سبد خرید شما

کتاب مرشد و مارگاریتا

کتاب مرشد و مارگاریتا | بلوط سفید
کتاب مرشد و مارگاریتا
546,000 تومان

کتاب مرشد و مارگاریتا

کتاب مرشد و مارگاریتا

یکی از 1001 کتاب برتر تمام دوران‌ها! کتاب مرشد و مارگریتا اثر میخائیل بولگاکف، از جنجالی‌ترین و مشهورترین آثار ادبیات روسیه است که امروزه یکی شاهکارهای ادبی قرن بیستم نیز به شمار می‌آید. این رمان برجسته در سبک رئالیسم جادویی داستان سفر شیطان به مسکو و ماجراهای هولناک و پیچیده آن را به تصویر می‌کشد.
این رمان برجسته سه داستان موازی با هم را پیش می‌برد که هر چه به پایان نزدیک می‌شود داستان‌ها بیشتر به هم پیوند می‌خورند. داستان‌های این کتاب ورود شیطان به مسکو، ماجرای پونتیوس پیلاطس و به صلیب کشیده شدن مسیح در اورشلیم و عشق میان مرشد و مارگاریتا را شامل می‌شود. داستان کتاب مرشد و مارگاریتا (The master and Margarita) در دهه‌ی 1930 در یکی از پارک‌های مسکو، جایی که دو روشنفکر بی‌خدا با یکدیگر قدم می‌زنند، آغاز می‌شود. یکی از آن‌ها «برلیوز» نام دارد که نویسنده و سردبیر یکی از مهم‌ترین مجلات ادبی شهر و دیگری شاعری با نام مستعار «بزدومنی» است.

صحبت‌های «برلیوز» و «بزدومنی» با محوریت وجود یا عدم خدا یا به عبارتی، موجودیت تاریخی عیسی مسیح است. در همین مکان شخصیت عجیبی به نام ولند وارد داستان می‌شود که تجسم شیطان در یک جسم انسانی‌ست. داستان موازی دیگر، روایتگر فردی ملقب به مرشد است که معشوقه‌ای به نام مارگاریتا دارد.

مارگاریتا از عشق مرشد که نویسنده‌ی رمانی درباره‌ی مسیح و پونس پیلات است، شوهرش را ترک می‌کند. پس از مدتی مرشد ناپدید شده و مارگاریتا هیچ اثری از او پیدا نمی‌کند. در گوشه‌ای دیگر از شهر شیطان و دستیارانش قصد فریب مردم و آشوب در شهر را دارند. شیطان در این کتاب به یادماندنی موجودی باهوش، خلاق، خوش رفتار، خوش پوش و گاهی اوقات بی‌رحم معرفی می‌شود.

میخائیل بولگاکف (Mikhail Bulgakov) نگارش کتاب مرشد و مارگریتا را در سال 1928 آغاز کرد و پس از دو سال به دلیل شرایط سیاسی خاص آن دوران، دست نوشته‌هایش را به آتش کشید؛ به این موضوع در متن رمان نیز اشاره شده است. او بعد از نابودی نوشته‌هایش، در سال 1931 با کمک گرفتن از حافظه‌اش تلاش کرد تا دوباره این داستان را بنویسد و ماحصل آن در سال 1935 به پایان رسید.

به دلیل بیماری بولگاکف، نسخه نهایی کتاب به کمک همسرش در سال 1941 کامل شد. با این حال رمان مرشد و مارگریتا در دوران استالین اجازه‌ی انتشار پیدا نکرد. بعد از گذشت 27 سال با اعمال سانسور و حذف 25 صفحه، در نهایت این کتاب به چاپ رسید. پس از انتشار، این رمان با استقبال فراوان مردم مواجه شد به شکلی که تمامی نسخه‌های آن در یک شب به فروش رفت. این اثر تحسین بسیاری از منتقدان را نیز برانگیخت و به بسیاری از زبان‌های دنیا نیز ترجمه شد.

به باور بسیاری این رمان جاودان با تاثیر زیاد از یکی از آثار گوته به نام «فاوست» به رشته تحریر درآمده است. سبک رئالیسم جادویی با تلفیقی از عناصر فلسفی، عاشقانه، فانتزی و کمی طنز به شکلی بدیع و جذاب در کتاب مرشد و مارگاریتا به کار برده شده است. در این سبک ادبی با وجود اینکه از عناصر تخیلی و غیر طبیعی استفاده می‌شود اما تمامی رویدادها باورپذیر و واقعی به نظر می‌رسند.

بخشی از کتاب:
ایوان آن‌وقت به فکر کردن درباره‌ى این موقعیت پرداخت. سه‌راه پیش رو داشت. اولى بى‌نهایت وسوسه‌انگیز بود. خودش را روى این چراغ‌ها و قرع و انبیق‌ها بیندازد و به‌عنوان اعتراض به زندانى کردن بى‌دلیلش آن‌ها را خرد و خاکشیر کند. اما ایوانِ امروز به‌طرز مشخصى با ایوان دیروز تفاوت داشت و این راه اولى به نظرش نامناسب آمد، چون تنها نتیجه‌اى که از آن عایدش مى‌شد این بود که او را دیوانه‌اى خطرناک بینگارند. بنابراین آن را کنار گذاشت. راه دوم: بى‌درنگ ماجراى مشاور و پونس پیلات را براى‌شان تعریف کند. ولى تجربه‌ى دیشب ثابت کرد که این ماجرا را باور نخواهند کرد، یا دست‌بالا به عکس تعبیر خواهد شد و آن را دلیل اختلال حواسش خواهند شمرد. بنابراین از راه دوم هم چشم پوشید و راه سوم را انتخاب کرد: یعنى سکوتى تحقیرآمیز را درپیش بگیرد.

با این همه نتوانست این طرح را هم به‌طور کامل اجرا کند، چون خواه و ناخواه باید به بعضى از پرسش‌ها پاسخ مى‌داد، هرچند به‌اختصار و با کج‌خلقى. همه‌چیز را با جزییات تمام درباره‌ى زندگى گذشته‌اش پرسیدند، ازجمله کى و چگونه در پانزده سال پیش دچار بیمارى مخملک شده است. زن سفیدپوش پس از این‌که صفحه‌اى را با این پرسش و پاسخ‌ها پر کرد، آن را ورق زد و سوآل درباره‌ى پدر و مادر ایوان را آغاز کرد: پرسش‌هایى طولانى و مزاحم: کدام‌یکى‌شان مرده، کى و به چه علت، از اعتیاد به الکل، بیمارى‌هاى آمیزشى و از این‌گونه چیزها. به‌عنوان نتیجه‌گیرى، یک سلسله پرسش‌هایى هم درباره‌ى حوادثى که شب گذشته در گریبایدوف روى داده بود مطرح کردند، البته بدون پافشارى زیاد، ماجراى پونس پیلات را هم بدون اظهار تعجب گوش کردند.

 

مشخصات کتاب
شابک9789640018699
نویسنده

میخائیل بولگاکف

مترجم

بهمن فرزانه

زبانفارسی
ناشرامیرکبیر
جلدشومیز
قطعرقعی
تعداد صفحه480
سال انتشار1401

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
بد خوب